|
يكشنبه 16 اسفند 1388
پرترههای عجیب انسانهای غیرطبیعی! (+تصویر)
این روزها در آلمان كه یكی از كشورهای پیشرو در هنر و ازجمله هنرهای تجسمی است نمایشگاه عجیبی بر پاست.
معمولا مردم به كسانی كه فكر و ذهنشان بیشتر معطوف بهخودشان است به چشم خود گرا یا خودمدار مینگرند. اغلب مردم اینگونه اشخاص را كه عموما حوصله همه را سر میبرند از خودراضی میدانند. همین وضعیت در مورد هنرمندان نیز صدق میكند. وقتی چیزی از بیرون وارد اثر هنری نشده باشد منطق حكم میكند كه در مقابل هم چیزی از آن بیرون نیاید و تعجبی هم ندارد كه هیچ كس از آن سر درنیاورد. درباره میشائل بورمنس هم موضوع هنر درمیان است؛ البته خودمداری برای او به پایان نرسیده بلكه تازه شروع شده است. او با این خودمداری بازی میكند و جالب اینجاست كه نه تنها مسئولان نمایشگاه و همكارانش بلكه بازدیدكنندگان نیز باید در این خودگرایی وی همكاری كنند. یكی از ویدئو فیلمهای او توفان نام دارد. این فیلم درباره 3 مرد با لباسهای سفید رنگ است كه بیتفاوت در یك فضای بسته نشستهاند. بهنظر میرسد كه آنها منتظر چیزی هستند.
آنها در حقیقت در انتظار ورود تماشاچیان هستند چون به محض ورود یك بازدیدكننده به این فضای كم نور، پروژكتورها با صدای ناهنجاری شروع به كار میكنند و در میان خروش برق آسای این كارگاه هنری كه بیشتر به یك ماشین شبیه است این 3 مرد كار شاعرانه خود را آغاز میكنند. خود آنها در واقع اثر هنری هستند. پس از لحظاتی تصاویر فیلم بهشدت میلرزد گویا در حال خاموش شدن است البته تا زمانیكه كسی به آنها نگاه میكند سیستم ثابت است و چنین بهنظر میرسد بازدیدكنندهای كه اكنون در مقابل این اثر ایستاده توسط نور پروژكتورها شكار شده است. بدون هنر بازدید كنندهای وجود ندارد همچنان كه بدون بازدیدكننده هنری وجود نخواهد داشت.
بورمنس چیزی را به تصویر نمیكشد، او نقیضهسازی میكند و مانند همه كنایه پردازان بزرگ برای او نیز آنچهبه تمسخر میگیرد ارزشمندترین است. این را میتوان از زنگار نوستالژیكی كه بر سطح تابلوهای او نشسته و یا از فیلمها و كاغذهای طراحی پر از لكه او و نیز نقاشیهایی دریافت كه كهنه و قدیمی بهنظر میرسند. عنصر انسان همیشه در آثار بورمنس دیده میشود. انسانها در آثار بورمنس متعلق به عصر دیگری هستند. پوشش آنها، حركات و ظاهرشان همگی به سالهای 40 یعنی دوران جنگ جهانی دوم و در حقیقت به سالهای تصرف و اشغال و توهم باز میگردد.
این فیلم به گفته كارشناسان، استعاره از سیستم هنر است. بازدیدكنندگان نمایشگاه هانوفر به تماشاچیان مینیاتوری نمایشگاه نگاه میكنند. تماشاچیان مینیاتوری هم به یك مرد چشم دوختهاند كه دستهایش را نگاه میكند در حالیكه نه خود آن مرد و نه بازدیدكنندگان نمیدانند كه منظور از این حركات چیست به غیراز اینكه زل زدن به این دستها آن هم بدون هیچ دلیل و نتیجهای لذت بخش است؛ بهویژه وقتی كه احساس میكنی كه جزئی از آن هستی. هنر مدتهاست كه به یك سیستم بسته با منطق خاص خود تبدیل شده است؛ سیستمی كه چون به ندرت چیزی از بیرون وارد آن میشود لذا میزان تاثیرگذاری آن نیز بر بیرون كمتر است.
هنرمندان هم مدتهاست كارشان این شده كه یا خودشان را به تصویر میكشند و یا تابلوهای قدیمی خود را از نو نقاشی میكنند؛ همچنان كه موزهها نیز مشغول ترتیب دادن نمایشگاههایی درباره خود هستند بهطوری كه اكنون خود موزهها هم از حیث معماری به آثار هنری تبدیل شدهاند. همه چیز گویی بهطور متقابل در حال انعكاس یافتن است. این همان نگرش جنون آمیز بر خود است كه از سلسله مراتب روشنی نیز بر خوردار است. انسانها در جعبه هنری بورمنس خیلی كوچكند، برعكس خود هنرمند كه در حد غیرطبیعی بزرگ، خداگونه و تخیلی است.
برای این نقاشیهای گچ رنگی مالیخولیایی یك اتاق ویژه رزرو شده است كه بهتر است فكر وارد شدن به این اتاق به سرمان نزند. اما در آثار گرافیك اوضاع كاملا متفاوتتر از نقاشی و ویدئو فیلم است. گرافیك حرفه اصلی بورمنس است. در یك اثر طراحی با مداد این هنرمند، چند مرد دیده میشود كه در 2 ردیف روی سهپایههای به هم متصلی در كنار هم نشستهاند. این افراد شبیه نقاشان فضای باز یا بازدیدكنندگان یك گالری و یا حتی منتقدان هنری هستند. نگاه آنها به جلو دوخته شده است درست به نوشته كم رنگی كه به سختی قابل رویت است؛ به كلمه «هیچ».
آنها با تمركز و دقت بسیاری به این كلمه خیره شدهاند. این اثر هنری را نمیتون لمس كرد چون جسم ندارد و فقط یك تصویر است و همانطور كه بازدیدكننده به هیچ نگاه میكند هنرمند هم چیزی جز هیچ خلق نكرده است. با این اوصاف آیا نمیتوان گفت كه این، پایان باشكوه هنر ناخوشایندی است كه بهخود پرداخته است؟ هماكنون بازدیدكنندگان این نمایشگاه مشتاقانه در انتظار نمایشگاه بعدی بورمنس هستند در حالیكه امیدوارند در نمایشگاه آتی وی در مقابل این هیچ، چیز جدید هیجان انگیزی رشد كرده باشد. نمایشگاه میشائل بورمنس تا 21 ژوئن (31خرداد ماه) دایر است.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ |