سه شنبه 10 آذر 1388
طوفان فکری

 در این مقاله ابتدا به تعریفی از طوفان فکری خواهیم پرداخت و سپس با اصول وگروههای طوفان فکری ونقش هریک از اعضا در این جلسات خواهیم پرداخت و در انتها الگویی پیشنهادی و برگرفته شده از تالیفات و تعاریف گوناگون در خصوص فرایند کاری طوفان فکری به صورت خلاصه خواهیم داشت .


     مقدمه :

     همه سازمانها گروهها برای بقاء نیازمند خلاقیت ونوآوری می باشند افکار ونظرات تازه می تواند سازمانها را پویا و کارا سازد . در زمانه امروزه برای بقاء ، حفظ وضع موجود و پیشرفت باید جریان خلاقیت ونوآوری در سازمان وگروهها تداوم داشته باشد . یکی از فنون وتکنیک های پرورش وتحقق خلاقیت ونوآوری در حل مسائل به صورت گروهی، طوفان فکری می باشد .طوفان فکری یکی از روشهای سنتی ومعروف می باشد که با استفاده از استعدادهای ذهنی وعقلی ، افراد را در جهت بهره گیری هر چه بیشتر از توانایی های فکریشان رشد می دهد .

     طوفان فکری Brain Storming:

     یکی از تکنکیهای متداول در ایجاد خلاقیت ونوآوری به صورت گروهی طوفان فکری است که بیش از شصت سال پیش توسط الکس آزبورن به منظور افزایش کمیت و کیفیت ایده‌های تبلیغاتی، طراحی شد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمان‌ها در غرب قرار گرفت که جزئی از زندگی آنها گردید.

     تعریف طوفان فکری:

     اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن، گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسأله‌ی بخصوص با انباشتن تمام ایده‌هایی که در جا به وسیله‌ی اعضا ارائه می‌گردد، بیابند. در این تکنیک، تمام شرکت‌کنندگان به ایده‌یابی در محیطی که خالی از عوامل بازدارنده است، هدایت می‌شوند و همین روحیه‌ی آزاد، منجر به آنچه که می‌توان آن ‌را ایده‌های خارق‌العاده نامید، می‌گردد. بدین ترتیب زنجیرهای عادت، شکسته شده و ایده‌ها بدون آن که به‌وسیله‌ی تجارب گذشته محکوم شده باشند، آزادانه به جریان می‌افتند. لذا به این دلیل نام آن را یورش یا طوفان فکری گذارده‌اند که مغز و فکر شرکت‌کنندگان، طوفانی را در مسئله ایجاد می‌کند.

     گروه طوفان فکری:

     طوفان فکری باید در گروههای کوچک انجام پذیرد وتعداد 12 نفر حد مطلوب برای اعضاء یک جلسه می باشد. ودر جلسات یک نفر به عنوان رهبر گروه و یک نفر به عنوان منشی انتخاب می گردند .

      گروه، دست کم به 6 نفر که بتواند ایده‌های کافی بیافریند وحداکثر 12 نفرنیاز دارد. چرا که جذب تعداد زیادی از ایده‌ها مشکل است و گروه‌های بزرگ‌تر در بعضی افراد ایجاد ترس می‌کند و در نتیجه، جریان اندیشه‌ها به‌طور بالقوه، محدود و کند می‌شود. گروه‌ها را می‌توان براساس زمینه‌های کاری مشابه یا مختلف، بسته به هدف گروه، تشکیل داد. ودر مورد ویژیگیهای افراد گروه اینکه باید افراد دارای زمینه های تخصصی نسبت به مساله مورد بحث باشند . اما از نظر تجربه می توان اعضاء تازه وارد ومجرب را در یک گروه قرار داد واز تعامل آنان به ایده های جدید دست پیدا کرد . واین نکته را باید در نظر داشت که اعضاء جلسه تقریبا با هم همسانی داشته باشند ویک فرد عالیمقام سازمانی به همراه زیردستانش در یک جلسه شرکت نجویند.

     پنج اصل جلسات طوفان فکری یا تحرک مغزی:

     1- اصل اول :

     میزان ایده ها ونظرات ابراز شده واجد اهمیت است

     هرچه ایده ها ونظرات بیشتر باشد امکان وجود ایده های ناب نیز بیشتر است بنابراین در جلسات باید افراد جهت اظهار نظر وابراز ایده های جدید ترغیب گردند.

     2- اصل دوم :

     اعضا می توانند به تکمیل ، تعدیل وترکیب ایده های دیگران نیز بپردازند وایده های خود را بر اساس نظرات آنها بنا کنند .

     در این جلسات افراد می توانند علاوه بر ابراز نظرات فردی از ایده های دیگران نیز الهام بگیرند و ایده های ترکیبی بسازند.

     3- اصل سوم :

     اجازه هیچگونه انتقاد ونقادی نسبت به نظرات ابراز شده در جلسه داده نمی شود .

     در جلسات افراد می توانند آزادانه نظرات خود را اعلام ولی حق ندارند نسبت به ایده یا نظر دیگری انتفاد کنند یا اظهار نظر مثبت نمایند .چرا که اظهارنظر در برابر نظرات دیگران باعث خواهد شد جلسات دچار رکود گردند .

     4-اصل چهارم:

     ارزیابی وداوری نسبت به نظرات ابراز شده به بعد موکول می گردد.

     ارزیابی شتابزده باعث می شود اظهارنظری که ممکن است باعث بوجود آمدن نظری کارا ی دیگری شود در همان ابتدا خفه کند

     4- اصل پنجم:

     موضوعات مطرح شده در جلسات طوفان فکری باید دقیقا تعریف شده ومشخص باشند .

     عدم مشخص و شفاف بودن موضوعات باعث سردر گمی اعضاء وعدم کارایی جلسه می شود. زمانی که تعریف مشخصی وجود نداشته باشد جلسه بدون هدف به این سو و آن سو تغییر جهت می دهد . در حالی که تعیین هدف وتعریف مساله چارچوب مشخص جهت هدایت افکار ایجاد می کند .

     وظایف رهبر گروه طوفان فکری:

     رهبر گروه که ً قبل از تشکیل جلسه انتخاب می‌شود، قبل از برگزاری جلسه، موضوع مورد بحث را به اطلاع اعضاء می‌رساند. وی ، اهداف جلسه را مطرح می‌کند.. آنگاه وی مسئله‌ی محوری را روی تخته سفید یا هر سطح قابل مشاهده‌ی بزرگ دیگری می‌نویسد. سپس سرپرست گروه از اعضا می‌خواهد برای مسئله، راه حل ارائه نمایند. پس از افتتاح جلسه‌ی طوفان فکری، رهبر یا سرپرست در درجه‌ی اول، نقش هماهنگ‌کننده را بازی می‌کند و از نظردهندگان قدردانی می‌کند، سپس اعضای گروه را به ارائه‌ی نظرات جدید ترغیب می کند و ذهن گروه را به سوی موضوع مورد بررسی سوق می‌دهد و اطمینان حاصل می‌‌کند که اصول طوفان فکری ( که در بالا ذکر شده ) رعایت می‌شود.

     همین رهبر یا شخص دیگری می‌تواند جلسه‌ی ارزیابی را رهبری کند. ایده‌‌ها باید به لحاظ نوع، دسته‌بندی و براساس اولویت، رتبه‌بندی شوند. از آنجایی که ممکن است به تحقیقات اضافی نیاز باشد، لذا گروه ممکن است بیش از یک بار تشکیل جلسه دهد. دریک جلسه‌ی ارزیابی، رهبر نباید به گروه اجازه دهد به راحتی ایده‌ها را به صرف اینکه غیرعادی هستند کنار بگذارد، بلکه باید بررسی پیشنهادهای آزمایشی را با مطالبه‌ی راه‌های مختلف برای انطباق آنها، مورد تشویق قرار دهد. به علاوه، رهبر نباید به دلیل کمبود بودجه یا دیگر منابع لازم، پیشنهادها را کنار بگذارد. اگر ایده‌‌ای خوب باشد باید راه‌های اجرایی کردن آن را یافت. مقابله با رد غیرمنطقی پیشنهادها در خلال فرآیند ارزیابی نیز جزء نقش رهبر است.